حسين بن حسن خوارزمي

577

شرح فصوص الحكم

كند از نيل مراد ، اما نقصان را در أجر عبد راه نباشد از براى آن كه هر چه حق بر وى ايجاب كرد در طلب مراد به امتثال امر او قيام نمود كه موجب أجر است . و اگر طلب از نفس عبد بودى بى امر حق ، سبيل محاسبه مفتوح بودى . و هذا سار في جميع ما يسأل فيه الله تعالى ، كما قال لنبيه محمد صلَّى الله عليه و سلَّم « قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً » . فامتثل أمر ربه فكان يطلب الزيادة من العلم حتى كان إذا سيق له لبن يتأوله علما كما تأول رؤياه لما رأى في النوم أنه أوتى بقدح لبن فشربه و أعطى فضله عمر بن الخطاب . قالوا فما أوّلته قال العلم . و كذلك لما أسرى به أتاه الملك بإناء فيه لبن و إناء فيه خمر فشرب اللبن فقال له الملك أصبت الفطرة أصاب الله بك أمتك . فاللبن متى ظهر فهو صورة العلم ، فهو العلم تمثل في صورة اللبن كجبريل تمثل في صورة بشر سوىّ لمريم . و اين حكم سارى است در جميع آن چه از حق سؤال كرده مىشود ، چنان كه نبى و حبيب خود محمد را - عليه السّلام - امر كرد بر طلب زيادت علم كه « قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً ) * « 68 » » . پس امر حق را به قدم امتثال استقبال نمود ، و طلب زيادتى علم مىكرد ، حتى اگر در خواب شير به دو دادندى ، تأويل به علم كردى ، چنان كه فرمود كه « 69 » : « مرا در خواب قدح شير دادند ، خوردم و فضل آن را به عمر دادم . گفتند به چه تأويل كردى يا رسول الله ! گفت : به علم » . و در شب اسراء كه حكم آن موقع به توقيع « أَسْرى بِعَبْدِه ) * « 70 » » است گفت : ملكى دو قدح داشت « 71 » يكى پر شير و يكى پر شراب ، من اناى شير بر گرفتم و بياشاميدم . ملك گفت : آن چه ملايم اصل فطرت بود ، دريافتى ، خداى تعالى به واسطهء تو امّت [ 237 - پ ] را نيز بر طريق صواب دارد . پس شير هر كجا كه ظاهر شد به حقيقت صورت علم است . پس او علم است متمثّل در صورت شير ، چون جبرئيل كه متمثّل شد در صورت بشريّه مر مريم را . و شيخ - قدّس سرّه - ظهور علم را در صورت لبنيه از آن جهت تشبيه كرد به

--> « 68 » س 20 ى 114 . « 69 » پا : « پس امر حق را . . . فرمود كه » نبود . « 70 » س 17 ى 1 . « 71 » قا : « داشت » نبود .